مراسم کامل اسکار ۲۰۰۹ مراسم کامل اسکار ۲۰۰۹
مراسم کامل اسکار ۲۰۰۹ به همراه فیلم زاغه نشین با زیر‌نویس فارسی
ترتیل کامل قرآن
ترتیل کامل قرآن کریم
با صدای استاد شهریار پرهیزگار
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
آتش بس با شیطان!  چاپ
تاریخ : شنبه 2 آذر ماه سال 1387

از ظهور آیین بهایی به عنوان دینی که ادعای الاهی بودن می نماید بیش ازدو سده نمی گذرد.این آیین که توسط میرزا حسینعلی نوری ملقب به بهاء الله در سال1280 هـ. ق و پس از اعلام نسخ آیین بابیت پایه گذاری گردید، مدعی است که در ادامه سلسله انبیاء الاهی قرار گرفته است و خداوندگار عالم در روزگاران جدید این شریعت بدیع را برای مردمان جهان به ارمغان فرستاده است.
در این مقاله دیدگاه بهائیت در مورد شیطان با نگاهی تطبیقی مورد بحث قرار گرفته است: یکی از پیشوایان آیین بهایی ، عباس افندی ملقب به عبدالبهاء فرزند بهاء الله می باشد. وی پس از پدر به پیشوایی جامعه بهاییان رسید...
از وی در تبیین و نشر آثار بهایی مکتوبات زیادی در دسترس است و یک پژ‍وهشگر مسلمان بدون بررسی محتوایی آثار او نمی تواند به کنه آموزه های این آیین جدید پی ببرد.

آنچه که در مقاله زیر مورد بررسی قرار میگیرد تنها بخشی از یکی از تعالیم وی است که در کتاب مکتوبات توسط جامعه امر به چاپ رسیده است.
کلید واژه ها: عبدالبهاء -تعالیم دوازده گانه – شیطان- بهشت- آدم(ع)

پیش از آن که به بررسی بخش مورد نظر بپردازیم لازم است چند مقدمه را از نظر بگذرانیم:
1-شارع ادیان الاهی یکتاست. همگی معتقدان ادیان الاهی بر این باورند که خداوندی حکیم شرایع را فروفرستاده است. هیچ یک از ادیان الاهی به تعدد یا عدم حکمت مصدر شرایع معتقد نیستند.
قرآن کریم می فرماید:
شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ وَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهیمَ وَ مُوسى‏ وَ عیسى‏ أَنْ أَقیمُوا الدِّینَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فیهِ کَبُرَ عَلَى الْمُشْرِکینَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ اللَّهُ یَجْتَبی‏ إِلَیْهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدی إِلَیْهِ مَنْ یُنیبُ [1]
براى شما آیینى مقرر کرد، از همان گونه که به نوح توصیه کرده بود و از آنچه بر تو وحى کرده‏ایم و به ابراهیم و موسى و عیسى توصیه کرده‏ایم که دین را بر پاى نگه دارید و در آن فرقه فرقه مشوید. تحمل آنچه بدان دعوت مى‏کنید بر مشرکان دشوار است. خدا هر که را خواهد براى رسالت خود بر مى‏گزیند و هر که را بدو باز گردد به خود راه مى‏نماید.

2- ادیان الاهی مصدق یکدیگرند. با توجه به مقدمه اول و با توجه به تاریخ انبیاء روشن میگردد که ادیان الاهی در طول اعصار همآره با تصدیق دیانت پیشین آمده اند. به کلام دیگر پیامبر جدید همواره دیانت الاهی پیش از خود را در دوره زمانی آن صحیح ، کامل و خالی از هرگونه کژی و ناراستی دانسته است.در این زمینه قرآن میفرماید:
وَ قَفَّیْنا عَلى‏ آثارِهِمْ بِعیسَى ابْنِ مَرْیَمَ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْراةِ وَ آتَیْناهُ الْإِنْجیلَ فیهِ هُدىً وَ نُورٌ وَ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْراةِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقینَ [2]
و از پى آنها عیسى پسر مریم را فرستادیم که تصدیق‏کننده توراتى بود که پیش از او فرستاده بودیم و انجیل را که تصدیق‏کننده تورات پیش از او بود به او دادیم که در آن هدایت و روشنایى بود و براى پرهیزگاران هدایت و موعظه‏اى.
وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتابِ وَ مُهَیْمِناً عَلَیْه‏... [3]
و این کتاب را به راستى بر تو نازل کردیم تصدیق‏کننده و حاکم بر کتابهایى است که پیش از آن بوده‏اند...

3- ادیان الاهی نمیتوانند در اصول با یکدیگر تناقض داشته باشند نمیتوان تصور کرد که پیامبری از جانب خداوند بیاید و "آموزه های اساسی" پیامبری دیگر که او نیز مبعوث خداوند حکیم است را تکذیب نماید و متناقض آن سخن بگوید. [4]
لفظ "مصدق" یا همان " تصدیق کننده" که در مقدمه دوم آورده شد، به خوبی ثابت کننده این معناست.

با توجه به این سه مقدمه [5] به بررسی گوشه ای از تعالیم جناب عبدالبهاء می پردازیم.
از جناب ایشان در مجموعه مکاتیب چنین نقل شده است که گفته اند:

هُواللّه
خداوند عالمیان عالم انسانی را جنّت عدن خلق فرموده اگر صلح و سلام و محبّت و وفا چنانکه باید و شاید یابد جنّت اندر جنّت گردد و جمیع نعمای الهی فراوان و سرور و طرب بی پایان شود و فضائل عالم انسانی آشکار و عیان و پرتو شمس حقیقت از هر سو نمایان گردد ملاحظه کنید که حضرت آدم و سائرین در جنّت بودند بمجرّد آنکه در جنّت عدن در میان حضرت آدم و شیطان نزاعی حاصل گشت جمیع از جنّت خارج شدند تا آنکه نوع انسان عبرت گیرد و آگاه شود که نزاع و جدال سبب حرمان است حتّی با شیطان لهذا در این عصر نورانی بموجب تعالیم الهی حتّی با شیطان نزاع و جدال جائز نه [6]
ایشان در این آموزه، اولا در بیان لزوم وجود صلح ، سلام و محبت را در میان عالم انسانی به ماجرای هبوط حضرت آدم(ع) اشاره میکنند و آن را مایه عبرت خوانده، درس آن ماجرا را این میدانند که نزاع و جدال سبب حرمان است، حتی با شیطان .
سپس در بخش دوم فرمایش خویش این نکته را مطرح میسازند که در این عصر نورانی حتی با شیطان نبایستی نزاع و جدل نمود. [7]
در این مقاله تلاش میکنیم میزان سازگاری این دو بخش را به تفکیک، با آموزه های اسلام از رهگذر آنچه در مقدمه آمد، بسنجیم.


بخش نخست- ماجرای آدم (علیه السلام)
در سه جای قرآن کریم به ماجرای حضرت آدم(ع) در بهشت اشاره گردیده است:
1- سوره بقره آیات 35 و 36:
و گفتیم: اى آدم، خود و زنت در بهشت جاى گیرید. و هر چه خواهید، و هر جا که خواهید، از ثمرات آن به خوشى بخورید. و به این درخت نزدیک مشوید، که به زمره ستمکاران درآیید. (35)پس شیطان آن دو را به خطا واداشت، و از بهشتى که در آن بودند بیرون راند. گفتیم: پایین روید، برخى دشمن برخى دیگر، و قرارگاه و جاى برخوردارى شما تا روز قیامت در زمین باشد. (36) 

 

ادامه مطلب را در اینجا مشاهده فرمائید

کمیته مجازات و بهائیت  چاپ
تاریخ : شنبه 3 فروردین ماه سال 1387

در میان اوراقی که در لابلای کتابهای خطی آیت‌الله محدث قمی به دست آمد،

 

 یکی هم نوشته کوتاهی است که از طرف افراد «کمیته مجازات دموکرات

 

مشهد» بعنوان تهدید وی از سخنانی که در انتقاد از

 

امریکائی‌ها در منبر ایرادکرده بود، برایش ارسال

 

داشته‌ اند.

 

عین آن نوشته این است: «آقای آقا شیخ عباس

 

 قمی! پدر سوخته! شنیدم که در منبر از امریکائی‌ها

 

 حرف بد می‌زنید،‌ اگر شنیده شد که دومرتبه از این

 

گونه مزخرفات بگویید و تکذیب نکنید همین دوشنبه

 

 به ضرب گلوله شکمت را مثل سگ پاره پوره خواهیم کرد.

 کمیته مجازات دموکرات مشهد»

 

می‌بینیم که مرحوم حاج شیخ عباس بر اثر سخنانی که زمان

 

اقامت مشهد درمنبر راجع به نفوذ و خطر امریکائی‌ها گفته

 

 است، از طرف «کمیته‌ی مجازات دموکرات مشهد» که یک

 

 انجمن سری بوده است، تهدید به قتل می‌شود و روز قبل از

 

 موعد، که به دیدن حاجی‌ها رفته بود، وجهی فی‌الحال به او می‌دهند، و او نیز

 

همان روز عازم حج می‌شود، دموکرات هم از بین می‌رود و قضیه منتفی

 

می‌گردد.

 

ریشه‌های تهدیدات تروریستی علیه علما به دوران مشروطه باز می‌گردد و در

 

 این دوران نام دو تن از تشکیل‌دهندگان کمیته مجازات، که بعدها علنی شد،

 

 به چشم می‌‌خورد: ابوالفتح‌زاده و منشی‌‌زاده.

 

سران کمیته مجازات (1335 ق./ 1295 ـ 1296 ش.) به ویژه اسدالله خان ابوالفتح‌زاده،

 

ابراهیم‌خان منشی‌زاده و محمد‌نظرخان مشکات الممالک،‌ بهایی بودند و به

 

تبلیغات بهاییگری شهرت داشتند.(بامداد، ج 1، ص 112؛ تبریزی، اسرار تاریخی، 23).

 

 تبریزی می‌نویسد که آنان به بهائی بودن شهرت کامل داشتند. (تبریزی، ص 36)

 

لبه تیز حمله این گروه تروریستی و مرموز، که به غلط به عنوان یک گروه

 

انقلابی معروف شده، علیه علما بود. مستشارالدوله صادق می‌نویسد: «آقایان

 

 علما برای جان خود خوفناک و از طرف دیگر بدون حق و حساب متوقع بودندکه

 

هیئت دولت تازه روی کار‌آمده معجلاً قاتلین و محرکین را دستگیر کند.»

 

(اسناد مستشارالدوله صادق، ص 117) یکی از اقدامات آنها قتل میرزا محسن مجتهد، فرزند

 

محمد‌باقر صدرالعلما و برادر میرزا جعفر صدرالعلما، بود، زیرا به گفته مهدی

 

 بامداد، «پیش از کشته شدنش به واسطه هر جهتی که بود عنوان

 

 و نفوذ زیادی در تهران و بلکه ایران پیدا کرده بود». (بامداد،‌ شرح حال رجال ایران، ج 1، ص 113)

 

و اما چرا باید کمیته مجازات مخالف سخنان مرحوم حاج شیخ عباس قمی

 

علیه آمریکاییها باشد؟ در این دوران از سوی محافل ماسونی وابسته به لژ

 

 بیداری ایران و سازمانهای علنی آن، مانند فرقه دمکرات، تلاش وسیعی برای

 

جلب آمریکائیان به ایران در جریان بود. گفته می‌شود که این اقدام خیرخواهانه و

 

برای کشیدن پای نیروی سومی در مقابل روسیه‌ی تزاری و استعمار انگلیس

 

بوده که چنین نیست.

 

در واقع، در اینجا ما با آمریکا دقیقاً به عنوان یک نیروی استعماری تازه نفس

 

 روبرو هستیم. در همین دوران بود که توسط سران حزب دمکرات تقی‌زاده ـ نواب

 

 در زمان وزارت خارجه حسینقلی خان نواب، طرح استخدام مورگان شوستر

 

 آمریکایی به تصویب مجلس رسید(11 اوت 1910) و

 

حسینقلی خان نواب در 22 ذیحجه / 1328 / 25 دسامبر

 

 1910، دو روز قبل از استعفای اجباری‌اش ازوزارت

 

خارجه، دستور استخدام مستشاران آمریکایی را به

 

نبیل‌الدوله، شارژدافر ایران در واشنگتن، صادر کرد

(مک‌دانیل، شوستر، 114)

 

زمانی که تلگراف نواب به نبیل‌الدوله رسید، او وقت را تلف نکرد و به گفته‌ی

 

 مکدانیل «آمادگی» داشت. او قبلاً ویلیام مورگان شوستر را یافته بود. همان

 

 روز نبیل‌الدوله با شوستر

 

مذاکره کرد و شوستر

 

 با ویلیام تافت،

 

رئیس‌جمهورآمریکا،

 

ملاقات نمود.

 

 و بدینسان، به سرعت

 

 

 

 کار خاتمه یافته تلقی شد.

 (مکدانیل، شوستر، 115).

 

 

بنابراین، حسینقلی خان نواب را باید طراح اصلی استخدام مستشاران آمریکایی

 

 در ایران دانست.

 

در این ماجرا، بهاییان نقش مهمی داشتند که تاکنون مورد بررسی دقیق قرار

 

نگرفته. نبیل‌الدوله از سران بهائیت و از دوستان عباس افندی بود. او از

 

خانواده‌ی لسان‌الملک سپهر است و به گفته رائین، در فراماسونری امریکا

 

مقام شامخی داشت. (رائین، فراموشخانه، ج 2، 152).

 

نبیل‌‌الدوله به محفل بهائیان ایران نامه‌ای ‌نوشت و از آنها تقاضا کرد که در روز

 

ورود شوستر از وی استقبال شایان به عمل آوردند. بهائیان دو نفر از افراد

 

انگلیسی‌دان خود رابه استقبال شوستر به انزلی فرستادند و هنگام ورود

 

شوستر به تهران قریب به صد نفر از بهائیان تهران به قریه مهر‌آباد به استقبال

 

شوستر رفتند.

 

«هنگام ورود شوستر به تهران، هیچ یک از مأمورین دولتی به استقبالش نرفت

 

 ولی در عوض بهائیان از او استقبال کرند(شوستر، اختناق ایران، مقدمه‌ی اسماعیل رائین، ص 10 ـ 11)

 

 درست در همین زمان بود که محافل مرموزی عباس افندی را به اروپا و آمریکا

 

 دعوت کردند و در این سفر سه ساله وی با تبلیغات جدید در رسانه‌های غرب

 

 معرفی شد و در مجامع فراماسونری سخنرانی‌های مفصل کرد و از «مذهب

 

 انسانیت» و «تجدد در دین» سخن گفت. سرانجام شوستر به علت اولتیماتوم

 

 روسها، که حضور آمریکاییها در ایران را تحمل نمی‌کردند، از کار برکنار شد،

 

ولی تلاش برای نفوذ کانونهای معین از آمریکاییان در ایران ادامه یافت.

 

با این توضیحات، رابطه مرموز و پنج جانبه‌ای میان آمریکاییها، بهاییان،

 

فراماسونری، حزب دموکرات و کمیته مجازات مشاهده می‌شود و در این

 

چارچوب است که سخنان مرحوم حاج شیخ عباس قمی علیه آمریکاییان و

 

 علت تهدید او توسط کمیته مجازات روشن می‌گردد.

 

در همین زمانها بوده که محدث قمی با اطلاع از نفوذ امریکائی‌ها و فعالیت

 

میسیون تبشیری آنها در بعضی از شهرهای ایران و از جمله مشهد، علناً در

 

 منبر از آنها انتقاد می‌کرده و همان نیز باعث نوشتن آن نامه‌ی تهدید آمیز

 

شده بود.

 

بیان خاطراتی از حسین لله (یکی از عمال ترور کمیته ) و کشف هدف اصلی

 

 از تشکیل کمیته مجازات :

 

.......... حسین لَله پس از آنکه سر دماغ می آمد و پیان

 

می شد، نخست به سرزنش و شماتت از عظام الملک

 

می پرداخت و می گفت: «این درسها واین مشقها اصلاً

 

 به درد نمی خورد. تو باید برای خودت آدمی شوی. به این

 

موزرهاو هفت تیرها نگاه کن و اینها را ببین، باید حتماً فن تیراندازی را از من

 

 بیاموزی و تیراندازی ماهر شوی، تا اولاً بتوانی آخوند بکشی، و ثانیاً از خودت

 

 بتوانی دفاع کنی».

 

 در همان شب، حسین لًله ماجرای ترور مرحوم آقامیرزا محسن، برادر صدر

 

العلما و داماد سیدعبدالله بهبهانی و عموی همین دکتر محمد سجادی را برای

 

ما حکایت کرد.

 

 حسین لًله گفت: «احسان الله خان و رشیدالسلطان و من از جانب کمیته

 

مأمور ترور میرزا محسن شدیم و هر وقت ترور آخوندها به

 

 ما ارجاع می شد، از شادی در پوست خود نمی گنجیدیم.

 

چون برای من و دوستان من کشتن یک آخوند یا یک سید،

 

 بزرگ ترین خدمت به آزادی و وطن به حساب می آمد.

 

 ساعت سه قبل از ظهر، احسان الله خان و رشیدالسلطان

 

و من به بازارصحافان رفتیم و.......

 

کمیته مجازات  برای حاجی آقای شیرازی و سیدمحمدصادق طباطبایی و

 

 سید حسن مدرس نیز نامه تهدید به قتل فرستاد . اما فرصت قتل این چند

 

 تن و شاید چند تن دیگر را که کمیته مجازات محکوم کرده بود، نیافتند

 

در زمان دستگیری اعضای کمیته مجازات فرقه بهائی در دستگاه نظمیه از

 

 چنان نفوذی برخوردار بود که بتواند پرونده را به شیوه دلخواه خود فیصله دهد.

 

 نفوذ بهائیان در نظیمه از زمان ریاست کنت دو مونت فورت بر نظمیه تهران آغاز

 

شد.

 

برخی مورخین کوشیده‌اند تا گردانندگان و دست‌اندرکاران کمیته مجازات را

انقلابیونی صادق و خشمگین جلوه دهند که از نابسامانی پس از انقلاب

مشروطه و عدم تحقق آرمان‌های‌شان سرخورده و به تروریسم روی آوردند.

 این تحلیل، که در سریال تلویزیونی پربیننده هزار دستان

(ساخته علی حاتمی)انعکاس یافته، به‌کلی

نادرست است. بررسی دقیق زندگینامه

گردانندگان کمیته مجازات چهره‌ای به‌کلی

 ناسالم و وابسته به کانون‌های استعماری

از ایشان به دست می‌دهد و

 کارگزاران ایشان نیز گروهی اوباش و آدمکش حرفه‌ای،چون کریم دواتگر، بودند.

برخی نویسندگان عملیات کمیته مجازات را اعتراض انقلابی علیه قرارداد 1919

 و دولت وثوق‌الدوله خوانده‌اند. این ادعا نیز به‌کلی بی‌پایه است. کمیته مجازات

در زمان اولین دولت وثوق‌الدوله در سال 1295ش./ 1916م. تشکیل شد و تنها

پنج ماه (تا پائیز 1296/ 1917) فعالیت کرد. بنابراین، عملکرد آن ربطی به

قرارداد 1919 نداشت.

هسته مرکزی کمیته مجازات ابوالفتح‌زاده و

منشی‌زاده و مشکات‌الممالک بودندو ابوالفتح

‌زاده رئیس کمیته محسوب می‌شد. بنابراین

 محقیم که کمیته مجازات را، که سران آن به

بهائی‌گری شهرت کامل داشتند، یک شبکه تروریستی بهائی بخوانیم.

 

تاملاتی پیرامون وحدت عالم انسانی  چاپ
تاریخ : پنجشنبه 21 دی ماه سال 1385

یکی دیگر از تعالیم دوازده گانه بهاییان وحدت عالم انسانی است.

جهت تحلیل درست و نقد صحیح این تعلیم ابتدا باید بدانیم وحدت عالم انسانی یعنی چه؟

لذا ضروری است دوستان بهایی نسبت به پاسخ روشن سئوالات زیر توجه ویژه مبذول فرمایند

1- اصولا وحدت در چیست؟ یعنی حول چه محوری است؟

به عنوان مثال می گویند وحدت بین شیعه و سنی حول محور قرآن است.

2- آیا شعار وحدت عالم انسانی از بدایع آئین بهایی است یا این مفهوم در ادیان گذشته هم وجود

داشته است.

3- آیا این اعتقاد و مفهوم آن در گفته ها و نوشته های سایر متفکرین و مصلحین بشری بوده و یا

اینکه اول بار توسط جناب بهاء الله عنوان گردیده؟

4- بهاییان در کتابهایشان مدعی شده اند که ویلسون رئیس جمهوری وقت آمریکا طرح جامع ملل

را با الهام از آثار بهایی و مطالعه آثار بهاءالله عنوان کرده اگر این مطلب صحیح است لطفا مدرک آن

را اعلام فرمایید.

ادامه مطلب .http://bahairesearch.ir/html/modules.php?op=modload&name=News&file=article&sid=64